یادگیری های عملکردی با رعایت اصل تفاوت های فردی

تاثیر تدریس و یادگیری های عملکردی بر رعایت اصل تفاوت های فردی دانش آموزان

 

دو سوال اساسی :

1 –چگونه دانش آموزان بهتریاد

می گیرند؟ ( بهبود کیفیّت یادگیری)

2 –چگونه معلمان می توانندبهترآموزش دهند؟ ( بهبودکیفیّت یاددهی )

 

داشتن یک ارتباط صحیح با دانش آموزان در کلاس مستلزم آشنا شدن با ویژگی‌های عمده رفتاری آنهاست

 

آگاهی از وجود تفاوت‌های فردی میان انسانها به اندازه‌ی خلقت انسان قدمت دارد

در چندین سوره از قرآن به تفاوت های فردی اشاره شده است

در سوره‌ی نوح آیه ۱۴ می‌فرماید: و خداوند شما را مرحله به مرحله آفرید  

این خلقت مرحله به مرحله هم شامل شکل گرفتن  نطفه در رحم و هم مراحل  پس از زاده شدن است

در سوره روم آیه ۵۴ قرآن می‌فرماید: <خدا است که شما را ضعیف آفرید، سپس از پی ضعف، قوّتی و از پی قوت ضعف و پیری قرار داد. او آنچه می‌خواهد می‌آفریند و او دانای تواناست.> طبق این آیه سه دوران عمده در زندگی آدمی وجود دارد: دوران ضعف نخست، دوران قوت، دوران ضعف نهایی. در هر دوران مراحل مختلفی وجود دارد.

تفاوت های فردی در کلام بزرگان‌
وقتی ادبیات کهن و واقعاً غنی سرزمین خود را مرور می‌کنیم باز می‌بینیم که مساله تفاوت‌های فردی در هر دوره‌ای مورد توجه بوده است.

حکیم عمرخیام آشکارا خود را متفاوت از دیگران می‌داند و توصیه می‌کند که دیگران راه او را در پیش بگیرند

مولوی با بیانی ساده و روان وجود تفاوت‌های فردی را طوری عنوان می‌کند که برای خواننده کوچکترین شک و تردیدی را باقی نمی‌گذارد. آنجا که می‌گوید:
هر دو گر یک نام دارد در سخن‌
لیک فرق است این حسن تا آن حسن‌
هرکسی را بهر کاری ساختند
میل آن را در دلش انداختند
آن چنان که عاشقی بر سروری‌
عاشق است آن خواجه بر آهنگری‌

 

باباطاهر عریان می‌گوید:


یکی درد و یکی درمان پسندد
یکی وصل و یک هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران‌
پسندم آن چه را جانان پسندد
دلا خوبان دل خونین پسندند
دلا خون شو که خوبان خون پسندند
متاع کفر و دین بی‌مشتری نیست‌
گروهی این گروهی آن پسندند

 

دانستن این نکته که درمیان دانش‌آموزان مدارس تفاوت فردی وجود دارد به معلّمان و والدین و سایر افرادی که با کودکان ارتباط دارند کمک خواهد کرد تا در مواجهه با خصوصیات رشد و اختلالات رشد و نیز امر آموزش و پرورش و شیوه برخورد با دانش‌آموزان و انتخاب روش تدریس مناسب بطور عملی‌تر وعینی‌تر برخورد نمایند.

گروه اول

در بین شاگردان یک کلاس عده‌ای هستند که باصطلاح افراد بدون دردسر نامیده می‌شوند.

. گروه دوم

عده دوم افرادی هستند بسیار پر جنب و جوش و کمی هم خودخواه و خود مرکزبین ، هنگام ورود به کلاس سر و صدا راه می‌اندازند.

گروه سوم

عده سوم درست برخلاف عده اول افراد پر دردسر می‌نامیم. ردیف‌های آخر کلاس با چنین افرادی آشناست. آنها دوستان بخصوصی دارند، دوستانی که برخلاف مقررات مدرسه لباس می‌پوشند و وضع و ظاهر خود را درست می‌کنند. آنها به عنوان افرادی ناهنجار شناخته می‌شوند و این ، رفته رفته برای خود آنان نیز قابل قبول می‌شود. بنابراین به پرخاشگری و آزار و اذیت همکلاسی‌ها و هم مدرسه‌ای‌های خود می‌پردازند و به این ترتیب همیشه عده‌ای از آنها شاکی می‌باشند. با این حساب ترک تحصیل ، فرار از مدرسه ، گرایش به گروه‌های نامناسب ، بی بند و باری و... در بین این افراد به وفور یافت می‌شود.

 

 

تفاوت‌های فردی ، اموری مهم هستند که نادیده گرفتن آنها نقصانی جبران ناپذیر در ساختار پرورشی و آموزشی مدارس ایجاد می‌کند.

چرا کودکی برای همه ما خاطره انگیز است؟ و حتی خاطرات تلخش ما را به یاد «بودنمان» می اندازد؟

 

آیا به خاطر این  نیست که  یادگیری های کودکی معنی دار، پراحساس و همراه با تجربه های هدفمند است؟ انسان از اوان کودکی کنجکاوی خاصی نسبت به شناخت بیرون و درون خود دارد. در این راستا با محیط درگیری حسی پیدا می کند.

برای هر دانش آموز «یادگیری» تجربه ای طبیعی و لذت بخش است. چه می شود که این لذت با ورود او به مدرسه تبدیل به یک «مساله» می گردد و مرتب باید برای حل آن چاره اندیشی کرد؟ آیا غیر از این است که ما معلمان با تلا ش خودمان و گرفتن قدرت فعالیت از دانش آموز یادگیری را برای او مصنوعی و مشکل می کنیم؟

تفاوت های فردی پیش از آنکه در یافته های پژوهش ی جستجو گردد باید در خود انسان دیده شود.

لذا در نگرش های جدید آموزشی مدرسه برای دانش آموزان است، نه دانش آموزان برای مدرسهو توجه کردن به تفاوت های فرد در یادگیری با در نظر گرفتن رغبت ها و پرورش عواطف و استعدادها در درجه اول مهمتر از دانشی است که باید فرد یاد بگیرد.

 

چند نکته برای یاگیری در سطح عملکردی با رعایت تفاوت های فردی


1- زمینه های تجربه فردی دانش آموزان را فراهم کنیم

 

2- توجه دانش آموزان را به موضوع جلب کنیم


3- دانش آموزان را در حالت مشارکت نگه داریم

اندازه گیری آن چیزی که با ارزش تر است ، مشکل تر است.

 (کوهنز Kohns)

« یکی از هدف های مهم آموزش ، به خصوص در دوره های آموزش عمومی، آموختن برای زیستن، برای در جمع زیستن و برای بهتر زیستن است. اگر آموزش در دوران تحصیل نتواند دانش آموز را در جهت حصول به ابزاری برای زندگی بهتر هدایت کند،در اعتبار آن آموزش باید شک کرد،زیرا یادگیری فرایندی است به اندازه ی تمام زندگی، هم در طول و هم در گوناگونی اش.»       پیام یونسکو

پس ارزشیابی ای  معتبراست که با هدف فوق سازگار باشد وگرنه مطرود است و باید اصلاح شود.

فقط آن نوع سنجشی که بتواند تصویری واضح و سه بعدی از رشد مهارت ها، توانایی ها، دانش و نگرش دانش آموز بدهد، قابل دفاع است.

/ 0 نظر / 10 بازدید